رفتاربا کودک

تست های روانشناسی

 


آزمون های شخصیت شناسی بر اساس آرکی تایپ های ۱۵ گانه اسطوره های یونانی  و همچنین آزمون سفر قهرمانی با توجه به ۱۲ کهن الگوی سفر قهرمانی را می توانید از لینک زیر دریافت کرده و به صورت آنلاین نتایج را دریافت بفرمایید. برای اطلاع بیشتر در خصوص نتایج تست می توانید از مطالب سایت استفاده کنید . 

اینجا کلیک کنید 

 

 

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ - ۱۳٩۱/۳/٦

 

مطالب موجود در این مجموعه وبلاگ ها را می توانید در سایت بیداری قهرمان درون ، با امکانات جستجوی مطالب و طبقه بندی مباحث ،ملاحظه بفرمائید .

www.ghahremanedaroon.ir

 

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱:٥۳ ‎ب.ظ - ۱۳٩٠/٩/۱٥

اصل شماره 6

اصل شماره 6- به بچه ها بگویید که چه کار بکنند نه اینکه چه کار نکنند.

یکی از مشکلاتی که اغلب پدر و مادرها با فرزندانشان و فرزندان با پدر و مادر هایشان دارند اینست که همیشه پدر و مادر ها به فرزندانشان می گویند فلان کارو نکن یا فلان جا نرو و یا فلان چیز رو نخور و بچه ها چون کار دیگری بلد نیستند و چه بسا لجبازی شان تحریک می شود به رفتارشان ادامه می دهند.

در صورتی که به جای اینکه به او بگوییم چه کاری را انجام ندهد، به او بگویید چه کاری انجام دهد؟!؟

اینطوری هم بچه گیج نمی شود و هم رفتار درست را به او یاد داده ایم.

بعنوان مثال به جای اینکه به او بگوییم مواظب باش سرما نخوری، به او بگوییم خودت رو گرم نگه دار!

یا بجای اینکه بگوییم روی در و دیوار نقاشی نکن، دیوار جای نقاشی نیست، بگوییم توی دفترت یا روی کاغذ نقاشی کن، کاغذ جای نقاشی کردن است.

و یا هزاران هزار رفتاری را که می خواهیم فرزندانمان انجام ندهند، را با این روش از آنها دور کنیم،اینطوری علاوه بر اینکه لجبازی بچه ها را تحریک نکرده ایم، حتی رفتار سازنده را نیز به آنها یاد داده ایم.

خیلی بهتر خواهد بود که این انتقال رفتاری همراه با داستان باشد، یعنی مثلا بگوییم این نقاشی های خوشگل که تو کشیدی دوست دارن تو دفتر باشن، اینطوری ما اونها رو می شوریم، پاک میشن،غصه می خورن ولی اگه تو دفتر باشن می تونیم به همه نشون بدیم، اونها هم خوشحال میشن!

و یا بچه ای که اسباب بازی هایش را جمع نمی کند، به او بگوییم ببین،همونطور که هر کدوم از ما خونه داریم، اتاق داریم، تو اتاق خودمون می خوابیم، این اسباب بازی ها هم خونه دارن، خونشون هم سبد یا کمد اسباب بازی هاست، وقتی اونها رو نمی ذاری تو سبدشون اونها دلشون برای مامانشون تنگ میشه، مثل تو که اگه پیش ما نباشی غصه می خوری، ماهم غصه می خوریم که بچه مون پیش ما نیست، مامان اینها هم غصه می خوره، پس همه رو بریزیم تو سبد که پیش هم باشن که خوشحال باشن!

...

پيام هاي ديگران()        link        ٢:٠٧ ‎ب.ظ - ۱۳٩٠/٢/٧

اصل شماره 5

اصل شماره ۵- مقایسه ممنوع


با مقایسه کردن هویت و فردیت فرزندمان را از او می گیریم، یعنی برای او به تنهایی و برای توانایی ها و ویژگی های او ارزش قایل نیستیم و توانایی ها و ویژگی های او به تنهایی ارزشی ندارد و تنها در کنار شخص دیگر است که فردیت می یابد.


با مقایسه کردن فرزندمون با دیگران فایل مقایسه رو در ذهن اون باز می کنیم و اون توی همه مسائل زندگی اش خودش رو با اطرافیانش که هیچ ربطی هم به هم ندارند مقایسه می کنه و اون انرژی ای رو که هر فرد برای رشد کردن و رسیدن به اهدافش داره و باید توی اون مسیر صرف بشه تا بتونه رشد کنه و به اهدافش برسه ، با مقایسه کردن و اینکه دیگری چی داره که من ندارم به هدر می رود  مثلا در مدرسه پدر و مادر هم کلاسی اش رو با خودش، در دبیرستان روابط عاطفی و پارتنر دوستش را با پارتنر خودش، در محیط کار توانایی های همکارش رو با خودش، در زندگی مشترک توانایی های همسر دوستش را با همسر خودش و در همه مقاطع زندگی قیافه دیگران را با خودش و هزاران هزاران مطلب دیگری که در دیگران است و در ما نیست که بسیار غیر سازنده و مخرب است.


چون وقتی حتی دو قلوهای همسان عین هم نیستند چطور میشه توقع داشت دو تا بچه از دو تا خانواده کاملا متفاوت عین هم باشند؟!؟!


 به تعداد انسانهای روی زمین خصوصیت و ویژگی هست که همیشه می توان داشته های آنها رو با نداشته های خودمون مقایسه کنیم و از نداشته های خودمون و در واقع از خودمون ناراحت و عصبانی و ناراضی باشیم و خودمون رو دوست نداشتنی  بدانیم  و در نتیجه همیشه حالمون از خودمون بد باشد و هر چیزی که می پوشیم و یا هر کاری می کنیم احساس می کنیم به ما نمی آید.

به جای این کار باید مزیت رقابتی های فرزندمان را برای او بر بشماریم و برای آنها ارزش قایل باشیم، ویژگی هایی که منحصر به فرد اوست، و اگر ویژگی را در کسی می بینیم که مطلوب و سازنده است به طور موازی و نه خطاب به او بگوییم مثلا چقدر خوبه که فلانی  انقدر مودب است!! اینطوری حتی اگر خوشگل ترین و یا موفق ترین آدم دنیا هم در کنار او قرار بگیرد احساس بی ارزشی نمی کند و همیشه خودش رو دوست داره و از خودش راضی است و برای بهتر شدن تلاش می کنه، در صورتی که اگر خطاب به او بگوییم مودب باش، ناخودآگاه لجبازی او را تحریک کرده و این کار را نمی کند و یا اگر انجام دهد با اکراه خواهد بود که در هر صورت غیر سازنده خواهد بود.


                                                                                                     

...

پيام هاي ديگران()        link        ٥:٢٥ ‎ب.ظ - ۱۳٩٠/۱/٢٤

اصل شماره 4

اصل شماره ۴- پدر تربیت، مادر عشق

رفع نیاز کودک بسته به هر نوعی که باشد، از جانب پدر و مادر صورت می گیرد (این مطلب در مورد کودک درون هم صادق است)

مادر با توجه به اصل شماره 5 که در آئین همسرداری گفتیم حوزه احساسات، عشق، عواطف است و باید در این حوزه ها پاسخگوی نیاز های فرزندش باشد و پدر با داشتن حوزه منطق و تفکر در این حوزه عمل نماید

با توجه به مطلب بالا است که می گوییم پدر باید مرزگذاری کند، و امر و نهی و کنترل و محدودیت فرزندان نیز باید توسط پدر انجام شود و عشق دادن، محبت کردن، و دهندگی های بی قید و شرط و همدلی کردن با فرزندان از طرف مادر انجام شود و اگر هم مادر می خواهد به فرزندانش امر و نهی کند حتما باید از طرف شوهرش به او تفویض اختیار شده باشد.

اگر این نقش که در بالا برای مادر و پدر تعریف کردیم جابجا شود با توجه به مطلبی که در اصل شماره 3 گفتیم در مورد اینکه اولین زن و مردی که بچه ها می بینند مادر و پدرشون است و اگر این نقش ها جابجا شود بچه ها زنی را می بینند که فیزیک زنانه دارد اما رفتار مردانه انجام میدهد و مردی را که فیزیک مردانه دراد و رفتار زنانه انجام می دهد، در این حالت است که بچه ها دچار مخدوش شدن نقش می شوند که بسیار مخرب و غیر سازنده است.

یعنی خودشان با توجه به اینکه دختر باشند و یا پسر، رفتارهای جنس مخالف خود را زندگی می کنند و در این حالت است که حالشون بد است، و می شوند دخترهایی که مثل پسرها لباس می پوشند و رفتار می کنند و یا پسرهایی که مثل دخترها به آرایش چهره خود می پردازند و رفتارهای خاله زنکی و دخترانه ازشان سر می زند.

                              

...

پيام هاي ديگران()        link        ۳:٤۱ ‎ب.ظ - ۱۳٩٠/۱/۱٧

اصل شماره 3

اصل شماره 3- هر کودک دنیایی است منحصر به فرد

این مطلب رو همیشه به خاطر داشته باشید که :

بچه ها عین خودشون هستند ونه شبیه به هیچ کس دیگری


هر کودک دنیایی است منحصر به فرد و صرفا شبیه خودش، و برای رفتار بهینه با او و ایجاد ارتباط آگاهانه و سازنده با او کافی اول می بایستی این دنیای منحصر به فرد را به رسمیت بشناسیم و پس از آن برای هر چه بهینه تر برقرار نمودن این تعامل نیاز به یک دنیا آگاهی داریم.

اینکه بعضی ها می گویند مثلا چشمش شبیه فلانی است و یا این کارش شبیه فلانی است در واقع هویت و فردیت بچه را از او می گیرد که بسیار غیر سازنده است.


پدر و مادر آگاه هر شباهتی را که در فرزندشان با کسی می بینند می گویند این ویژگی و یا این رفتاری که فرزندم دارد عین خودش است که فلانی هم این ویژگی و یا رفتار را دارد و این کار یعنی به رسمیت شناختن فردیت و هویت فرزندمان.

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱:٤۳ ‎ب.ظ - ۱۳٩٠/۱/۱٧

اصل شماره 2

اصل شماره 2- بچه ها آینه تمام نمای پدر و مادر هستند

بچه ها در تاملات و ارتباطاتشان با محیط پیرامونشان کاملا رفتارهایی را می کنند که با خود آنها صورت گرفته است.

 

یعنی از رفتار یک کودک هنگام بازی با همسالان و یا حتی اسباب بازی هایش کاملا می توان فهمید که در خانه با او چه رفتاری شده است.


بخصوص اعمال و رفتار مادر، چون بیشتر بچه ها بیشترین زمان خودشان را با مادرشان می گذرانند و تعاملات آنها با پدر و یا دیگران بسیار کمتر و محدود تر است، رفتار ها و یا صحبتهای مادرشان کاملا در آنها مشهود است.


این مطلب را همیشه با یاد داشته باشید که صدای اعمالمان از گفتارمان بسیار بلند تر است.


این رفتار ها شامل رفتارهایی که والدین با یکدیگر هم می کنند می شود، چون بچه هنگام به دنیا آمدن و در تمامی مراحل رشد اولین الگوی رفتاری از زن و مرد که همیشه جلوی چشم خود می بیند رفتارهای مادر و پدرش و همچنین تعاملات آن دو با یکدیگر است و کاملا از آنها الگو برداری می کند و اگر فردی رفتار والدینش را درست بداند کاملا از آن الگوبرداری می کند و اگر آن رفتار را نادرست بداند کاملا برعکس آن عمل می کند.



...

پيام هاي ديگران()        link        ۱:٢٢ ‎ب.ظ - ۱۳٩٠/۱/۱٧

چه زمانی باید به کودکمان آگاهی بدهیم

چه زمان هایی به کودکمان آگاهی بدهیم ؟ زمان مناسب آموزش دادن چه موقعی است ؟

زمانیکه میخواهیم به فرزندمان آموزشی بدهیم و آگاهی‌ها رامنتقل کنیم ، این آگاهی ها را به صورت موازی به کودک منتقل میکنیم و نمی بایستیم مقابل او خود را قرار بدهیم و به هر صورتی چه فیزیکی و چه متا فیزیکی او به مقابله نپردازیم . 

انتخاب کنیم که چه موضوعی را تا چه اندازه میخواهیم به او بگوییم ، پس از آنکه به صورت موازی مطالب را بیان کردیم ، و آگاهی را به صورت آگاهانه در اختیار وی قرار دادیم ، باید اجازه دهیم که کودکمان خودش به فراخور و بر اساس توانایی بلع و هضم و جذب خودش آنها را درونی کند و در زندگی اش به کار ببندد .

     

وقتی با ذهنیت خودمان و صرفاً از دیدگاه و جایگاه خودمان و برداشت و پندار شخصیمان از ظرفیت بچه‌ها، شروع می‌کنیم به رگبار آگاهی و اطلاع دادن ، بچه‌ها نابود می‌شوند و چیزی عملاً یاد نمی‌گیرند . اما وقتی آگاهی‌ها را موازی اعلام کنیم ، او خود به انتخاب خودش با آگاهی ها همراه می‌شود و کم کم به اندازه خودش آگاهی ها را هضم کرده ودر روند زندگیش به کار می بندد .

انگار یک ظرف خوراکی جلوی رویش گذاشته باشیم که او به فراخور گرسنه شدن و ظرفیت خودش بر می‌دارد و می‌خورد و این ریز‌ریز خوردن باعث هضم می‌شود. در حالیکه در غیر اینصورت کودک ما توان هضم و جذب را نداشته و قطعا ، رودل میکند !!!!!

 

توجه داشته باشیم که وقتی با مسأله مواجه شده، بلافاصله شروع به آگاهی دادن نکنیم!! مثلاً‌ وقتی کارنامه ها رسیده و میبینید تجدید آورده، شروع نکنید به آموزش روش های درس خواندن !! بلکه بعداً به صورت موازی آگاهی بدهید .

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱:٥٦ ‎ب.ظ - ۱۳۸٩/٩/۱