رفتاربا کودک

اصل شماره 4

اصل شماره ۴- پدر تربیت، مادر عشق

رفع نیاز کودک بسته به هر نوعی که باشد، از جانب پدر و مادر صورت می گیرد (این مطلب در مورد کودک درون هم صادق است)

مادر با توجه به اصل شماره 5 که در آئین همسرداری گفتیم حوزه احساسات، عشق، عواطف است و باید در این حوزه ها پاسخگوی نیاز های فرزندش باشد و پدر با داشتن حوزه منطق و تفکر در این حوزه عمل نماید

با توجه به مطلب بالا است که می گوییم پدر باید مرزگذاری کند، و امر و نهی و کنترل و محدودیت فرزندان نیز باید توسط پدر انجام شود و عشق دادن، محبت کردن، و دهندگی های بی قید و شرط و همدلی کردن با فرزندان از طرف مادر انجام شود و اگر هم مادر می خواهد به فرزندانش امر و نهی کند حتما باید از طرف شوهرش به او تفویض اختیار شده باشد.

اگر این نقش که در بالا برای مادر و پدر تعریف کردیم جابجا شود با توجه به مطلبی که در اصل شماره 3 گفتیم در مورد اینکه اولین زن و مردی که بچه ها می بینند مادر و پدرشون است و اگر این نقش ها جابجا شود بچه ها زنی را می بینند که فیزیک زنانه دارد اما رفتار مردانه انجام میدهد و مردی را که فیزیک مردانه دراد و رفتار زنانه انجام می دهد، در این حالت است که بچه ها دچار مخدوش شدن نقش می شوند که بسیار مخرب و غیر سازنده است.

یعنی خودشان با توجه به اینکه دختر باشند و یا پسر، رفتارهای جنس مخالف خود را زندگی می کنند و در این حالت است که حالشون بد است، و می شوند دخترهایی که مثل پسرها لباس می پوشند و رفتار می کنند و یا پسرهایی که مثل دخترها به آرایش چهره خود می پردازند و رفتارهای خاله زنکی و دخترانه ازشان سر می زند.

                              

...

پيام هاي ديگران()        link        ۳:٤۱ ‎ب.ظ - ۱۳٩٠/۱/۱٧

چی کار کنیم تا بچه مون بدون پیش فرض هر غذایی رو تمام و کمال بخورند!!

اگه بچه تون بد غذاست و یا هر غذایی رو نمی خوره یا تو هر غذایی هم که می خوره یه چیزایی رو جدا می کنه و نمی خوره، براش مثل یه داستان تعریف کنین:

ازش بپرسید که اگه بخواین خونتون یه مهمونی بگیرین دوست داره که کیا رو دعوت کنین؟!

مثلا میگه خاله و عمو و مامان بزرگ و ....

بعد ازش بپرسین  که چرا دوست داره که اونها باشن؟!

اون برای بودن هر کدومشون یه دلیلی میاره، مثلا خاله برای اینکه شوخی می کنه و وقتی میاد خوش میگذره،


عمو برای اینکه وقتی میاد باهم کشتی می گیریم.

 

مامان بزرگ برای اینکه وقتی میاد با خودش خوراکی های خوشمزه میاره!

بعد ازش بپرسین که اگر هر کدوم از اونها نیان چه اتفاقی میافته؟ مثلا اگه خاله نیاد چی میشه؟!؟ اگه عمو نیاد چی میشه؟!

حتما میگه: اگه خاله نیاد بهمون خوش نمیگذره،

اگه عمو نیاد کسی نیست که با هم کشتی بگیریم،

اگه مامان بزرگ نیاد کسی نیست که برامون خوراکی های خوشمزه بیاره!

بعد بگین که فکر کن که تو دلت یه مهمونیه و تو هر غذایی که می خوری، مثل لوبیاپلو، لوبیا و گوجه و گوشت مهمونای اون مهمونی هستن و اگه تو هر کدوم از اونها رو نخوری مثل این میمونه که یه نفر رو به اون مهمونی دعوت نکردی و اون موقع است که تو مهمونی تو دلت ب خوش نمیگذره!!

با این داستان خوشمزه که حتما آدم بزرگایی هم که تا حالا لوبیاپلو نمی خوردند،  از این به بعد لوبیاپلو رو می خورند، دیگه بچه ها هر غذایی رو تمام و کمال می خورند!


...

پيام هاي ديگران()        link        ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ - ۱۳۸٩/٥/٢٠

مادر

کلمه مادر شما رو یاد چه چیزی می اندازه ؟ با شنیدنش چه تصویر و احساسی دارید؟

در تمام دنیا ، مادر نماد عشق و محبت بی دریغ و بی پایان و آغووووش همیشگی و مهربونه . نه فقط انسانها که در بین حیوانات هم، عشق مادرانه به وضوح دیده میشه .

کلمه مادر ، ماهیتا با خودش حس عشق و آرامش رو به ارمغان میاره!


                                                  

کودکان و فرزندان ما هم قطعا ، چنین تصویر و تصوری از مادر دارند و خودآگاه و ناخودآگاه مادر را منبع و مرکز عشق و آرامش میدانند !

حالا تصور کنید کودک کوچکی که با این پیش فرض داره زندگی میکنه و داره خود واقعی خودش رو با بازی و شادی  کودکانه و بی دغدغه زندگی میکنه ، ناگهان با فریاد و داد و جیغ مادر مواجه میشه !!



تمام تصویر و تصورات و دنیای امن و پر مهر کودک بهم میریزه ، مادر رو هیولایی میبینه که اصلا انتظارشو نداشته و در چنین حالتی ، قطعا احساس نا امنی شدیدی رو حس میکنه .


بدلیل همون تصویر ناخودآگاهی که گفتم و در تار و پود همه ما وجود داره ، بچه ها ، داد و فریاد و تنبیه و بکن نکن ، رو از مادر پذیرا نیستند!

و با این رفتار غلط و غیر سازنده، عملا تمام شاکله های ذهنی فرزندمون رو بهم میریزم و امنیت عاطفی رو ازش میگیریم !



 

پس یادمون باشه که مادر ، فقط و فقط عشق ، عشق ، عشق



...

پيام هاي ديگران()        link        ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ - ۱۳۸٩/٦/٥

پرورش مسئولیت پذیری و تفویض اختیار

برسمیت شناختن فردیت و دادن حق انتخاب به فرزندان

به دنبال گوش کردن پویا و فعال به فرزندتان،  راه‌حل‌هایی که ارایه می‌کند را، به رسمیت شناخته و بعد اجازه بدهید، که او خود با توانایی‌های خودش، برای مسائلش راه‌حل‌های دیگری پیشنهاد نماید.

و پس از آن، به او در پیدا کردن راه‌حل‌های دیگر، به غیر از آنهایی که ارایه شده مساعدت نمایید و پس از آن خود ارایه راه حل نمایید.نه اینکه حکمی صادر کنید و یا اصرار یا اجبار خاصی در انجام آن راه حل داشته باشید.


معمولاً به اشتباه در مواردی که نیاز به انتخاب و تصمیم گیری است ، ما والدین و بزرگتر ها ، سریع اعلام نظر (در حقیقت به جای اعلام نظر ، حکم کرده و دستور میدهیم ) می‌کنیم و اجازه فکر کردن و انتخاب نمی‌دهیم.


مثلا در مورد خرید و انتخاب اسباب بازی: 

قبلا بصورت موازی (یعنی اینکه بصورت نمادین مقابل او قرار نگرفته و قصد اینرا داشته باشیم که مطلب را به او حالی کنیم ، بلکه آگاهی را در اختیار میگذاریم ، و به او اجازه  بررسی و انتخاب میدهیم. )، آگاهی های لازم برای خرید اسباب بازی را بدهید . مثلا در مورد رنگ های مناسب ، وسایلی که با سن او همخوانی داشته باشد و صداهایی که آن اسباب بازی تولید میکند و یا مخاطرات و یا مسائلی از این قبیل و  ...

بعد اجازه و زمان مناسب انتخاب را ،به آنان بدهید !

والدین میتوانند پیشنهاد کنند، که چه چیزی را صلاح میدانند، ولی انتخاب نهایی بر عهده فرزندان ما است !‌ ( البته در آن حوزه ای که قبلا تصمیم گرفته ایم تا تفویض اختیار نماییم، تا فرزندمان ،مسئولیت پذیری و انتخاب را تجربه نماید )

مثلا : توضیح دهید که این سه رنگ موجود است و شما چه رنگی را به چه دلیلی صلاح میدانید . بعد اجازه دهید تا خودشان فکر و انتخاب کنند ،و در زمان انتخاب رنگ رنگهای های دیگر، در صورت لزوم آگاهی های مربوط به انتخاب دیگر، را نیز به آنها منتقل نمایید. (آگاهی های مربوط به رنگ های دیگر و نه دستورات لازم در جهت اجرای رنگ های مورد نظرتان)

با این کار فردیت او را به رسمیت شناخته‌اید، ودر حقیقت او را به عنوان یک شخص حقیقی به همان اندازه ای که به او تفویض اختیار نموده اید پذیرفته اید.



با این روش از تکنیک‌ معروف بچه‌ها، که برای اعلام فردیت خودشان، با خرید موردنظر والدین مخالفت می‌کنند، جلوگیری می‌کنید.


...

پيام هاي ديگران()        link        ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ - ۱۳۸٩/٥/٦

هر کودک دنیایی است منحصر به فرد!!!

هر کودک دنیایی است منحصر به فرد!!!


بچه‌ها شبیه خودشان هستند و خودشان را زندگی می‌کنند. یعنی با شبیه‌سازی آنها با سایر کودکان یا اقوام و آشنایان ،و یا حتی پدر و مادرشان ، به هویت و فردیت آنها آسیب رسانده و موجودیت آنها را مخدوش مینماییم.


مامانها و  باباهای آگاه به جای اینکه بگویند: «بچه‌ام شبیه مامانم یا باباش است.» می‌گویند: «بچه‌ام به خودش رفته است! چشم‌هاش شبیه خودش است».
اگر آنها را شبیه به دیگری خطاب کنیم، بچه‌ها ناخودآگاه شروع به الگوبرداری از آن تصویر می‌کنند. و غالبا به همان الگو برداری تا ابد ادامه داده و مسیر رشد و تعالی خودشان را بکلی فراموش میکنند و صرفا در همان چهارچوب به طی طریق میپردازند.

 


«هر کودکی یک دنیا است. دنیایی منحصر به فرد و صرفاً‌ شبیه به خودش و برای رفتار بهینه با او، و ایجاد ارتباط آگاهانه و سازنده، و تعامل با او،‌اول از همه می‌بایستی این دنیای منحصر به فرد را به رسمیت بشماریم. و پس از آن برای هر چه بهینه‌تر برقرار نمودن این تعامل، نیاز به یک دنیا آگاهی داریم.»

 

 

...

پيام هاي ديگران()        link        ٩:٤٤ ‎ب.ظ - ۱۳۸٩/٥/٤